بدون مجموعه
شنبه عالی😍
خلاصه :
😘😘😘شنبه ی اردویی
صبحانه ی پرچرب و خوشمزمون خامه صبحانه بود
صبحگاه مون طبق همیشه پر شور و صدا برگزار شد و به مناسبت تولد حضرت علی اکبر جان بعد از جشن کوتاهمون صدای اذان پخش شد تا یاداور اذان گوی کربلا باشد🌱
خاله خدیجه برای هممون پفیلا آماده کرد و گذاشتیم توی کوله هامون تا یک اردوی پر خوراکی داشته باشیم🥡
یک به یک با یاد و توکل خدا از زیر قرآن رد شدیم و سوار اتوبوس شدیم 📖
توی راه کلی ماشین و درخت و ساختمان دیدیم تا رسیدیم به برج میلاد 🗼
توی صف های قشنگمون یک خط راست ساختیم و سوار بر اسانسور به سرعت رفتیم بالا و پایین تا رسیدیم به شهر قشنگ کاربازیا😍
کاپشن و کیف هامون رو در اوردیم و رفتیم سراغ جواهرسازی 💎
تنور نانوایی منتظر ما بود تا یک عالمه نان داغ درست کنیم و میل کنیم 🫓
یک صداهای عجیبی میومد که فهمیدیم کارگاه شعبده بازی داره ما رو صدا میزنه تا چندتا کلک قشنگ یادمون بده🎩🪄
دیگه خیلی خسته و گشنه بودیم پس نشستیم حسابی خوراکیهامون رو خوردیم، سوار اتوابوس شدیم و برگشتیم تا مشکوه عزیز ما ور دوباره در آغوش بگیره 🤗
لباس هامون رو جدا کردیم تا دستامون رو حسابی بشوریم و نهارهای خوشمزمون رو میل کنیم 🍜
در کلاس هویت ما در کنار هم با یک کارگروهی شروع به ساخت برج های حجیم کردیم و هرکدوممون با خلاقیتمون یک نوع برج ساختیم و نحوه جمع کردنش رو هم یادگرفتیم🥛
در ادامه کلاس نیاز به ارامش و رها کردن ذهنمون رو داشتیم پس با مدیتیشن و تمرین تنفس عمیق قلب و جسممون رو اروم کردیم 🧘♀️
در نهایت خاله زهره برامون کتاب غافلگیری رو خوند شاید بچه ها امروز شما رچ غافلگیر کنن😁
{full
