بدون مجموعه
روز قشنگ چهارشنبه 😍
خلاصه :
😍اخرین روز شعبان و سلام بر رمضان
امروز بعد از میل کردن املت خوشمزمون رفتیم به صبحگاه و حسابی بپر بپر کردیم
در کلاس اولمون بعد از مرور شب گذشته و سلام و احوالپرسی رفتیم سراغ آواورزی قشنگمون
با نوشتا حرف "ی" آشنا شدیم
کلمات "ی" دار رو گفتیم
و در آخر یخ های جذابمون که توش پر از جایزه بود رو شکوندیم و یخ تراشی کردیم 🥶
در کلاس بعدی که ریاضی بود ما عدد "۷" جذاب رو یادگرفتیم و با شهر هفت راز و نیازه حسابی بازی کردیم
در کلاسمون مسابقه جمع آوری کاپهای ۷تایی داشتیم
و مثل همیشه کوشانامه ریاضی رو پر از رنگ کردیم 🎨
زمان میان وعده شد ، نگم که چه آش خوشمزهای داشتیم 🍵
بعد از میانوعده رفتیم سراغ بازی با احساساتمون و با احساس غم بیشتر آشنا شدیم و فکر کردیم ببینیم وقتی غم میاد سراغمون چیکار کنیم 😔
در ادامه پروژههای امروزمون یک فعالیت حرکتی هیجان انگیز انجام دادیم ، جهت تقویت عضلات پا و حساسیت زداییها🦵👣
با کش حرکات نرمش شصت پا و گهواره رو رفتیم و بعد رفتیم به شهر قصهها شهر شادآباد تا با تفکر حل مساله به کمک این شهر بریم و براشون بیمارستان بسازیم ، بیمارستان هرکدوم از بچهها ویژگیهای خاص خودش رو داشت🏨
بوی نهار حسابی ما رو قلقلک داد پس دویدیم به سمت ظرف غذاهامون 😋
بعد از نهار خاله برامون کتاب فاصلهات را با من حفظ کن رو خوند و ازمون خواست تا هرچیزی رو از داستان متوجه شدیم برای دوستانمون تعریف کنیم و خوشبختانه همه به خوبی براش تعریف کردیم 🎤
و انگار حسابی یادگرفتیم هرکس حباب شخصی دور خودش داره که نباید اون حباب بترکه 🫧
راستی خاله الهه در کلاس محاسن اومد پیشمون و باهم در مورد مفاتیح ، دعا، و ماه رمضان آشنا شدیم و حسابی بازی کردیم 📖
موقع رفتن بود و با یک بغل گرم و محکم برای آخر هفته خداحافظی کردیم و خوراکی خوردیم👐
