رویدادهای مدرسه

💎سه شنبه های جواهری💎


خلاصه :

بر مهدی صاحب الزمان یک صلوات/بر شادی روح رفتگان یک صلوات/هر جمعه برای امت کشور دینبر کودک و پیر و نوجوان یک صلوات/الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

🌟 گزارش ویژه تابستان داغِ «سرزمین لی‌لی‌پوتی‌ها»  والدینِ شگفت‌انگیزِ قهرمانانِ کوچک🌟

سلام به همه👋👋👋! گزارشِ این هفته، ترکیبی است از نبوغِ کودکانه، بازی‌های هیجان‌انگیز، و البته، خوراکی‌های کهکشانی! آماده‌اید که پرده از اسرارِ «سرزمین لی‌لی‌پوتی‌ها» برداشته شود؟

 ۱. صباح با خاله هانیه شیطون بلا (بخشِ «شروع طوفانی روز»)🤣🤣روزمان را با «خاله هانیه شیطون بلا» شروع کردیم! فکر نکنید این «شیطون بلا»یی الکی است! او با انرژی‌ای معادلِ انفجارِ یک ابرنواختر، بچه‌ها را برای یک روزِ پرماجرا آماده کرد. حرکاتِ بامزه و کلی خنده که باعث شد همه با لبخندِ گشادِ گشاد، آماده‌یِ چالش‌هایِ بعدی شوند. اگر بچه‌ها بعد از ظهر در خانه در حالِ پریدن روی مبل‌ها بودند، بدانید که اثراتِ «شیطون بلا»یی خاله هانیه بوده!🤣🤣

۲. کلاس حافظه (بخشِ «ارتشِ تمرکز»)امروز فرماندهانِ کوچکِ ما در «ارتشِ تمرکز»🫡🫡🫡 آموزش‌هایِ ویژه‌ای دیدند:* **تکنیکِ لگو پنهان:** مربی یک سازه‌یِ لگویی ساخت که از نظرِ پیچیدگی، «کدِ داوینچی» هم در مقابلش کم می‌آورد! چند ثانیه نشانش دادیم و بعد... غیبش کردیم! بچه‌ها مثلِ کارآگاهانِ زبل، با دقتِ موشکافانه، قطعات را جفت کردند و سازه‌ای دقیقاً مشابه ساختند. طوری که همدیگر را نمی‌دیدند، انگار در مسابقه‌یِ «ذهنِ برتر» شرکت کرده بودند!🤔🤔

* **رمزگشاییِ صداهایِ حیوانی:** اینجا دیگر دورانِ حدس‌هایِ الکی تمام شد! مربی صداهایِ حیوانی پخش کرد، از «میو» گربه گرفته تا «بع‌بع» گوسفند و «هو هو» جغد. بچه‌ها نه تنها حیوان را شناسایی کردند، بلکه در چالشِ «توالیِ صداها» هم استاد شدند! یعنی اگر صدایِ گربه، بعد گاو، بعد خرس را شنیدند، باید بلافاصله ترتیبش را می‌گفتند. بعضی‌ها آنقدر دقیق بودند که فکر کردیم شاید واقعاً با حیوانات صحبت می‌کنند!🐒🦮🦁🦊🐘🐰🐁🐪🐔🐓🐣

#### ۳. کلاس جواهرسازی (بخشِ «درخششِ ستاره‌هایِ کوچک»)

کارگاهِ 💍💎💍«جواهرسازی» 💍💎💍امروز تبدیل شد به کارگاهِ «صنعتگرانِ مد»! ادامه دادیم به ساختِ دستبندهایِ جادویی. بچه‌ها با مُهره‌هایِ رنگیِ رنگی، گره‌هایِ استادانه می‌زدند و دستبندهایی می‌ساختند که از جواهراتِ گران‌قیمت هم زیباتر بود. حسِ موفقیت وقتی یک دستبندِ قشنگ را دورِ مچِ خودشان می‌دیدند، وصف‌ناپذیر بود!💍💎

 ۴. نمایش خلاق (بخشِ «سفر به کربلا با قلمِ رنگی»)امروز با قلم‌موها و مداد رنگی‌ها، سفری به🥰🖤 اعماقِ تاریخ کردیم. داستانِ امام حسین (ع) را نه از رویِ کتاب، بلکه از دریچه‌یِ قلب‌هایِ پاکِ بچه‌ها شنیدیم و نقاشی کردیم. هر رنگ، هر خط، روایتی بود از عشق و فداکاری. بعد، نوبت به نمایش رسید. بچه‌ها چنان با شور و حرارت بازی کردند که انگار واقعاً در آن دوران بودند. صحنه‌هایی خلق شد که هم اشک را در چشم می‌آورد و هم لبخندی از غرور بر لبانمان می‌نشاند.😍🖤

 ۵. خاله بازی در سرزمین لی‌لی‌پوتی (بخشِ «آشوبِ شیرینِ خلاقیت»)اینجا، «خاله بازی» اسمِ رمزِ «هرج و مرجِ خلاقانه» بود! هر کس رئیس‌جمهور، خلبان، یا مدیرعاملِ کارخانه‌یِ بستنی‌سازی بود. بچه‌ها با دنیایِ تخیلیِ خودشان، قصه‌هایی می‌ساختند که گاهی آنقدر بامزه بود که نمی‌دانستیم بخندیم یا از نبوغشان کف بزنیم! یک نفر داشت برایِ عروسکش دکتر بازی می‌گرفت، دیگری در حالِ ساختنِ خانه‌یِ درختیِ رویایی بود.😜😜

 ۶. میان‌ وعده: ذرتِ آب‌پزِ کهکشانی🌽🌽😋😋 (بخشِ «سوخت‌گیریِ فضایی»)و حالا می‌رسیم به بخشِ موردِ علاقه‌یِ همه‌یِ بچه‌ها (و حتی مربی‌ها!): میان‌ وعده! امروز ذرت‌هایِ آب‌پزِ خوشمزه‌مان، حکمِ سوختِ موشک را داشتند برایِ ادامه‌یِ ماجراجویی‌ها. بچه‌ها با ولعِ تمام، دانه‌هایِ طلایی را می‌خوردند و انرژی‌شان برایِ ادامه‌یِ روز چند برابر می‌شد. (قول می‌دهیم این ذرت‌ها «هوش مصنوعی» نداشته باشند، ولی نتیجه‌شان شبیه به آن بود!)🌽😋😋🌽🌽

😊جمع‌بندیِ گزارشِ ما😊

تابستانِ امسال در «سرزمین لی‌لی‌پوتی‌ها» فقط یک کلاسِ تفریحی نیست؛ یک «ارتشِ مجهز» از بچه‌هایِ باهوش، خلاق، هنرمند، و البته، شکمویِ دوست‌داشتنی است! هر روزشان پر از کشف و شهود، خنده و یادگیری است.**یادتان باشد:** اگر بچه‌ها با ذرت‌ها🫢🫢، در خانه شروع به ساختنِ سازه‌هایِ جدید کردند، یا شروع به صحبت با حیواناتِ خانگی کردند، تعجب نکنید! این‌ها اثراتِ جانبیِ تابستانِ «خفن» ماست!😝😛😜🤪

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.

دختران