رویدادهای مدرسه
چهارشنبه شیرین
خلاصه :
🌸 سلام به مامانباباهای گل و دوستداشتنیمون 🌸
امروز چهارشنبهمون رو مثل همیشه با یک صبحانهی خوشمزه و دوستداشتنی شروع کردیم؛ کره، حلواشکری و چای نوش جان کوچولوهای عزیزمون 😋☕️ و بعد هم با یک صبحگاه شاد و پرانرژی رفتیم سراغ یک روز پر از بازی، یادگیری و کلی اتفاق قشنگ! 🌈🥰
🎈 جشن روز کودک رو با یک خاطرهی شیرین شروع کردیم!
اول فیلم جشن آغاز سال تحصیلی رو با هم دیدیم و کلی ذوق کردیم و خاطرههامون رو دوباره زنده کردیم. 😍
بعد هم نوبت بازی با توپها رسید! ⚽️🏀
اما قسمت هیجانانگیز ماجرا اینجا بود... 😄
کاغذهای رنگی رو ریزریز کردیم و بعد با باد زدنشون، تماشا کردیم که چطور توی هوا پرواز میکنن! 🎊🌈
انگار یک عالمه رنگ کوچولو توی آسمون خانه کودک به پرواز درآمده بودن! 😍✨
خلاصه حسابی شادی کردیم و خندیدیم.
بعد هم با بالهای فرشتهای عکس گرفتیم. 👼📸
با اون لبخندهای شیرین و صورتهای معصوم، عکسهامون واقعاً دیدنی شد. 🥹❤️
الهی که همیشه همینقدر پاک، معصوم، شاد و دوستداشتنی بمونین، فرشتههای کوچولوی ما. 👼🌸
و برای اینکه جشنمون کاملتر بشه، آخرش یک ژلهی خوشمزه هم نوش جان کردیم! 😋😍
📚 حالا وقت پروژهی هویت بود!
این بار با یک دوست مهم آشنا شدیم: شناسنامه! 🪪
تصویر شناسنامه رو دیدیم و یاد گرفتیم که اسم و فامیل، تاریخ تولد، نام پدر و نام مادر داخل شناسنامه ثبت میشه.
البته در ادامهی درس، با کلی خنده دربارهی آینده هم صحبت کردیم و فهمیدیم که در سالهای آینده ممکنه اسم همسر و فرزندانمون هم در شناسنامهمون ثبت بشه! 😁🙈
وای که من قربون اون دخترای خجالتی و ماخوذبهحیا برم! 😇😂❤️
بعد رفتیم سراغ کوشانامه و هر کدوم از بچهها دربارهی خودش بیشتر گفت؛
رنگ مورد علاقه، غذای مورد علاقه، میوه، بازی و شغل مورد علاقهمون رو نقاشی کردیم. 🎨🖍️
چقدر قشنگه که هر کدوممون علایق و دنیای مخصوص خودمون رو داریم. 💕✨
🔢 حالا نوبت ریاضی بود!
امروز با مفهوم کمتر و بیشتر آشنا شدیم و کوشانامهی ریاضی رو حل کردیم. 👏😊
هندونههای بیشتر 🍉 رو در قسمت «بیشتر» چسبوندیم و هویجهای کمتر 🥕 رو در قسمت «کمتر» قرار دادیم.
البته بین خودمون بمونه... فکر کنم قسمت هندونه از همه جذابتر بود! 😂🍉
🍦 بعد از کلی فکر و یادگیری، وقت میانوعده رسید!
و امروز یک سورپرایز خوشمزه داشتیم: بستنی! 😋🍦
بستنی خوردن توی حیاط خانه کودک هم که خودش یک حالوهوای خاص داشت!
واقعاً چسبید! 😍🌳
📖 بعد از میانوعده دوباره برگشتیم سراغ پروژهی هویت ۲ و با هم کتاب زیبای
«من میتوانم یک منِ دیگر بسازم» رو خوندیم. 🌱📚
بعد هم در پروژهی هویت ۳ رفتیم سراغ توانمندیهامون. 💪🏻❤️
یک مدال قلبی زیبا درست کردیم و روی اون نقاشی کردیم که در چه کاری مهارت داریم و چه کاری رو خوب انجام میدیم. 🎨💖
بعد با افتخار مدالمون رو دور گردنمون انداختیم و گفتیم:
✨ ما دخترهای زرنگ، توانمند و دوستداشتنی هستیم! ✨
و چه چیزی قشنگتر از اینکه بچهها از همین سن یاد بگیرن تواناییهاشون رو ببینن و به خودشون افتخار کنن؟ 🥹❤️
🍽️ بعد از این همه فعالیت و هیجان، رفتیم سراغ ناهار تا دوباره انرژی بگیریم و برای ادامهی روز آماده بشیم. 😋💪🏻
🌈 زنگ زبان هم رسید!
امروز رنگهای زیبای رنگینکمان رو یاد گرفتیم و با بازی و شادی تمرینشون کردیم. 🌈🎨
یادگیری وقتی با بازی همراه باشه، هم شیرینتره هم موندگارتر! 🥰
📚 بعد هم یک کتاب خیلی بامزه به اسم «من میبینم» خوندیم.
تصویرهای کتاب از دو طرف شکلهای متفاوتی داشتن و هر طرف که نگاه میکردیم، یک تصویر جدید میدیدیم! 😍
کلی تعجب کردیم و از کشف کردن تصویرها لذت بردیم. 👀✨
🌸 و اما پایان آرام و دوستداشتنی روز...
در آخر یک مدیتیشن کوتاه انجام دادیم. چشمهامون رو بستیم و با خیالپردازی سوار یک بادبادک رنگی شدیم و رفتیم به جزیرهی علاقههای من. 🪁🏝️💕
از بالای درختها رد شدیم و به چیزهایی فکر کردیم که دوست داریم انجام بدیم؛
از نقاشی کشیدن و بازی کردن گرفته تا بدو بدو کردن، آواز خوندن و هر چیزی که قلب کوچولومون رو شاد میکنه. 🎨🎶🏃🏻♀️💖
و اینطوری یک روز دیگه از روزهای قشنگ کودکیمون، با کلی خنده، یادگیری، بازی، رنگ، خیال و خاطره به پایان رسید. 🌈🥰
🌷 مامانباباهای مهربونمون،
آخر هفتهی قشنگ و پر از آرامشی در کنار خانواده داشته باشین.
الهی دلتون همیشه گرم به خندههای کوچولوهای عزیزتون باشه. ❤️
شاد باشین، سلامت باشین و دلتون همیشه رنگی و کودکانه بمونه. 🌈🥰
تا یک روز قشنگ دیگه... 👋🏻💕
خدانگهدارتون 🌸
