بدون مجموعه

شنبه مهربان من


خلاصه :


گزارش امروز یاس بنفش خاله عطیه 🌸

سلام به مامان‌باباهای مهربونمون! 💕🌷

امروز صبح با ورود گل‌دخترا و کمی بازی و شادی آغاز شد. بعد از آن، سراغ صبحانه‌ی خوشمزه‌مون رفتیم؛ خامه‌شکلاتی با نان تازه، پنیر و چای شیرین 😋🍞

📖 زنگ قرآن و شعرخوانی
با اینکه امروز خانم موسوی عزیزمون در کنارمون نبودن، کلاس قرآن تعطیل نشد! 🥰 با هم سوره‌های توحید، ناس و فتح رو خواندیم. گل‌دخترا هم به نوبت شعرهاشون رو اجرا کردن و سوره‌هایی رو که از حفظ بودن، با افتخار برای دوستانشون خوندن. آفرین به این حافظه‌های دوست‌داشتنی! 🌱👏

👃🏻👂🏻 پروژه هویت؛ حواس پنج‌گانه
در ادامه‌ی پروژه‌ی هویت، با دنیای جذاب حواس پنج‌گانه آشنا شدیم. بو کردیم، لمس کردیم، چشیدیم و گوش دادیم تا از راه تجربه‌های واقعی، شناخت بیشتری از حواس خودمون پیدا کنیم. سپس با بازی هیجان‌انگیز کارت‌های حواس، هر کارت رو در جای درستش قرار دادیم و لحظات شادی رو کنار هم گذروندیم. 🖐🏻👀✨

🍿 با رسیدن زمان میان‌وعده، به حیاط رفتیم و حسابی بازی کردیم. در کنار میان‌وعده‌ی خوشمزه‌مون، از پفیلاهای خانه‌کودک هم نوش‌جان کردیم! 😍

📚 باشگاه کتاب‌خوانی در اتاق ماسه
بعد از بازی و یادگیری، به اتاق ماسه رفتیم و با دست‌ورزی، تجربه‌ای لذت‌بخش داشتیم. 🏖️ سپس با قصه‌ی شیرین «به خانه خوش آمدی، خرسی» همراه شدیم و به دنیای دوست‌داشتنی داستان‌ها سفر کردیم. 🐻💛

🤸🏻‍♀️ زنگ ورزش و ژیمناستیک
پس از شستن دست‌هامون، با انرژی فراوون سراغ ورزش تخصصی ژیمناستیک رفتیم. پریدیم، حرکت کردیم و با نشاط و قدرت، مهارت‌های حرکتی‌مون رو تمرین کردیم. 💪🏻🌟

🧠 بازی هوش و تقویت حافظه
بعد از ورزش، نوبت یک چالش جذاب رسید! با هم قصه‌ای دنباله‌دار ساختیم و هر کدوم بخشی از داستان رو ادامه دادیم تا ببینیم چقدر خوب می‌تونیم اتفاقاتش رو به خاطر بسپاریم. در ادامه، یک صفحه از کتاب کار هوشمون رو هم انجام دادیم و ذهنمون رو به چالش کشیدیم. 🧩💡

🍽️ ناهار و شکرگزاری
بعد از شستن دست و صورتمون، با آرامش سر میز ناهار نشستیم و غذاهای خوشمزه‌ی مامان‌پزمون رو خوردیم. در پایان هم برای نعمت‌های زیبای خدا شکرگزاری کردیم. 🤲🏻❤️

🎉 پایان روز با شادی و بازی
در پایان روز، به انتخاب گل‌دخترا به اتاق مانکی‌وال رفتیم و با بازی و شادی، لحظات شیرینی رو کنار هم ساختیم. چند شعار «مرگ بر آمریکا» هم سر دادیم و با شور و هیجان، تجربه‌ای متفاوت داشتیم. 🌈

و بالاخره زمانش رسید که بپریم توی بغل مامان‌باباهای مهربونمون! 🥹❤️

امروز هم با وجود خستگی، تجربه‌های تازه‌ای به دست آوردیم، چیزهای جدید یاد گرفتیم، خندیدیم و خاطره ساختیم. حالا وقت استراحته تا فردا با انرژی بیشتر و دل‌های شادتر، دوباره کنار هم باشیم. 🌸💕

خدا رو شکر برای این همه فرصت زیبا برای یادگیری، بازی و بزرگ شدن! 🌱💖




















برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.

دختران