رویدادهای مدرسه
یکشنبه رنگی رنگی من
خلاصه :
🌸 گزارش کلاسی یاس بنفش خاله عطیه 🌸
🗓 یکشنبه ۱۹ مهر
سلام به مامانباباهای مهربون و دوستداشتنی 💕🌷
امروز هم روزمون رو با ورود گلدخترای نازنینمون و کلی بازی و شادی شروع کردیم. بعد از اون، رفتیم سراغ صبحانهی خوشمزه و مقویمون؛ املت داغ و خوشعطر! 😋🍳
بعد از صبحانه، در برنامهی صبحگاه نرمش کردیم، سرود خوندیم و قرآن خوندیم تا با انرژی و حال خوب آمادهی فعالیتهای جذاب امروز بشیم. 🌈
🧵 کلاس دوختودوز
اولین فعالیت امروز، دوختودوز بود. با انگشتای کوچولومون و کمک نخ و سوزن، روی کاغذ طرح یک پروانهی قشنگ رو دوختیم. 🦋 شاید کار اولش کمی سخت به نظر میرسید، اما گلدخترای پرتلاشمون با صبر و پشتکار ادامه دادن و مهارت دستورزیشون رو تقویت کردن. آفرین به این همه تلاش! ❤️
🌳 بازی و تفریح در حیاط
بعد از این فعالیت، وقت بازی و تفریح در حیاط رسید. حسابی بازی کردیم و از میانوعدهی خوشمزهی طالبی خانه کودک هم لذت بردیم. 🍈☀️
📒 کوشانامه و تقویت دستورزی
بعد به کلاس برگشتیم و یک صفحهی دیگه از کوشانامههامون رو کامل کردیم تا با تمرین و دقت، هم دستهای کوچولومون قویتر بشن و هم مهارتهای تازهای یاد بگیریم. 🌱✏️
🎵 بازی ریتمیک و حرکتی
عکسهای مختلف رو روی دیوار نصب کردیم و با شعر و ریتم حرکت کردیم. هر وقت شعر تموم میشد، باید شکل و حالت عکس کنارمون رو اجرا میکردیم! 😍 کلی خندیدیم و حرکت کردیم و در کنارش، تمرکز و هماهنگی بدنمون رو هم تقویت کردیم.
🎬 کلاس جنات با خاله هانیهی عزیز
در کلاس جنات، یک انیمیشن قشنگ دربارهی مهارت زندگی و سلام کردن دیدیم. یاد گرفتیم که سلام کردن میتونه شروع یک ارتباط دوستانه و زیبا باشه. 💗👋
🎨 دنیای رنگ با خاله زهرا جون
در کلاس دنیای رنگ، کنار خاله زهرای مهربون، نقاشی خانه رو یاد گرفتیم و با کمک رنگها و خلاقیتمون، نقاشیهای قشنگی کشیدیم. 🏡🖍️
بعد از اون، کمی سرسرهبازی کردیم و با دستهای تمیز رفتیم سراغ ناهار خوشمزهمون. 🍽️❤️ غذاهای خونگی و خوشعطرمون دوباره یادمون انداختن که گرما، محبت و صمیمیت خانواده چقدر باارزشه. 🏠💕
🥣 کلاس مسیپلی؛ بازی با آرد و خمیر
بعد از ناهار، نوبت کلاس مسیپلی بود! با آرد بازی کردیم، خمیر درست کردیم و با دستهای کوچولومون حسابی ورز دادیم و تجربه کردیم. 😍 این بازی دوستداشتنی به تقویت عضلات ظریف دستها و مهارت دستورزیمون کمک کرد.
🧘🏻♀️ تایم آرامش و مدیتیشن
در پایان روز، وسایلمون رو جمع کردیم و رفتیم بالای آلاچیق تا کمی آرامش داشته باشیم. شعر خوندیم، با کاغذ بازی کردیم و دربارهی اتفاقها و چالشهای روزمون حرف زدیم. 🌿💚 این زمان فرصت خوبی بود تا احساساتمون رو بیان کنیم و روزمون رو با حال بهتری به پایان برسونیم.
💞 و بالاخره وقت خداحافظی رسید...
کمکم مامانباباهای عزیزمون اومدن و گلدخترای ما با کلی خاطرهی قشنگ و یادگیریهای تازه، با قلبهایی پر از شادی به آغوش گرم خانواده برگشتن تا فردا دوباره با انرژی و لبخند کنار هم باشیم. 🥹🌷
روزتون پر از عشق و آرامش، خانوادههای قشنگ یاس بنفش! 💕🌸
