بدون مجموعه
شنبه خوب من
خلاصه :
سلام و صدتا سلام به مامانباباهای مهربون و دوستداشتنیمون! 🌸❤️ امیدواریم دلتون مثل گلهای بهاری شاد و لبتون همیشه خندون باشه. 🥰🌷 بیاین با هم یه سر بزنیم به دنیای قشنگ کوچولوهای عزیزمون و ببینیم امروز چه ماجراهای شیرین و دوستداشتنیای داشتیم! 😍✨
🍫 شروع یه روز خوشمزه و پر از انرژی! ☕ امروز صبحمون رو با یه صبحونهی خوشمزه، یعنی خامهشکلاتی و چای، شروع کردیم. 😋 بعد از اینکه حسابی جون گرفتیم، با کلی شور و شوق رفتیم سراغ صبحگاه شاد و جذابمون تا روزمون رو با لبخند و انرژی آغاز کنیم. 🌞💃🏻
🧩 زنگ هوش و حافظه؛ یه بازی رنگارنگ و هیجانانگیز! 🌈 بعد از صبحگاه، وقتش رسید که کوچولوهای باهوشمون حسابی فکرهاشون رو به کار بندازن! 🤓💡 این بار با لگوهای رنگی و کاغذهای رنگی یه بازی جذاب انجام دادیم. بچهها باید کاغذهای رنگی رو با رنگ لگوها تطبیق میدادن و هر کاغذ رو کنار لگوی همرنگ خودش میچیدن. 🌈🧱 یه بازی ساده اما پر از یادگیری که به تقویت دقت، تمرکز، تشخیص رنگها و حافظهی دیداری کوچولوها کمک کرد. آفرین به این ذهنهای کوچولوی پر از استعداد! 👏🏻😍
💙 پروژهی هویت؛ این بار مهمون احساس غم شدیم! 💭 توی مسیر قشنگ پروژهی هویت، امروز رفتیم سراغ یکی از احساسات مهم و دوستداشتنی دنیای درونمون؛ احساس غم! 🩵
با کارتهای احساسی آشنا شدیم و دربارهی حالتهایی صحبت کردیم که ممکنه وقتی غمگین هستیم، توی چهره و رفتارمون دیده بشن. 🥹💗 بعد هر کدوم از کوچولوها دربارهی وقتهایی که ناراحت میشن حرف زدیم و با هم فکر کردیم که چه کارهایی میتونه حال دلمون رو بهتر کنه. مثلاً حرف زدن با کسی که دوستش داریم، یه آغوش گرم، بازی کردن یا حتی چند دقیقه آروم نشستن! 🤗🌷
توی این مسیر یاد گرفتیم که غم هم مثل شادی، یکی از احساسات طبیعی ماست و اشکالی نداره که گاهی دلمون بگیره. مهم اینه که احساساتمون رو بشناسیم، دربارهشون حرف بزنیم و راههای مهربونانهای برای بهتر شدن حالمون پیدا کنیم. ❤️
در پایان هم صفحهی مربوط به احساس غم رو توی کوشانامه انجام دادیم تا یادگیری امروز رو کامل کنیم. ✏️🥰
🥨 میانوعده در حیاط دوستداشتنی خانهی کودک! 🌳 بعد از این همه فکر کردن و یاد گرفتن، وقت یه استراحت خوشمزه رسید! 😋 چوبشورهای خوشمزهمون رو برداشتیم و توی فضای شاد و آزاد حیاط خانهی کودک، کنار دوستامون میانوعدههامون رو نوش جان کردیم. 🌿☀️ چه چیزی قشنگتر از خوردن یه خوراکی خوشمزه در کنار دوستای کوچولوی دوستداشتنی؟! 😍💚
📖 زنگ قرآن؛ با قصهها و حرفهای قشنگ خدای مهربون! 🤍 بعد از میانوعده، نوبت زنگ قرآن رسید. با بازی و فعالیتهای جذاب، با حرفهای قشنگ خدای مهربون آشنا شدیم و لحظات شیرینی رو در کنار هم گذروندیم. 🥰🌱 یاد گرفتیم که چطور با مهربونی، محبت و رفتارهای قشنگ، دنیای اطرافمون رو زیباتر کنیم. 💖✨
🔤 زنگ فارسی؛ آ اومد و کلی کلمهی تازه با خودش آورد! 🥳 امروز با نشانهی «آ» آشنا شدیم و با هم کلی کلمه پیدا کردیم که با این صدای قشنگ شروع میشن. 🗣️📚 بعد هم توی کوشانامه، فعالیت مربوط به نشانهی «آ» رو انجام دادیم تا این کوچولوی تازهوارد رو بهتر بشناسیم و یاد بگیریم. 👏🏻🌸
آفرین به این همه تلاش و یادگیری! قدمبهقدم داریم دنیای شیرین کلمهها رو کشف میکنیم. 😍💪🏻
🏖️ اتاق ماسه؛ جایی برای کشف، لمس و خیالپردازی! 👐🏻 بعد از کلی یادگیری، وقتش رسید که بریم سراغ بازیهای حسی و لذتبخش! 🤩 توی اتاق ماسه، دستهامون رو به دل ماسهها سپردیم، لمسشون کردیم و کنار دوستامون حسابی بازی کردیم. 🏝️💛
بازی با ماسهها فقط سرگرمی نیست؛ یه فرصت قشنگه برای تجربه کردن بافتها، تقویت خلاقیت و پرورش مهارتهای حسی کوچولوها. 🌱✨
🤸🏻♀️ زنگ ژیمناستیک؛ بدو، بپر، بخند! 🎉 خب، حالا وقتشه که انرژیهای ذخیرهشده رو آزاد کنیم! 😍💥 توی زنگ ژیمناستیک، حسابی جنبوجوش داشتیم، حرکت کردیم و با کلی شور و نشاط، انرژی سوزوندیم. 💪🏻🤸🏻 خندهها و ذوق بچهها هم که دیگه جای خودش رو داشت! 🥰👏🏻
🍽️ ناهار و تجدید قوا برای ادامهی ماجراجویی! 😋 بعد از این همه فعالیت و بازی، با اشتهای خوب ناهارمون رو میل کردیم تا دوباره پرانرژی بشیم و برای بخش پایانی روز آماده باشیم. ❤️🍴
☁️ مدیتیشن امروز؛ قصهی یه ابر کوچولوی غمگین! 💙 و اما میرسیم به یکی از آرومترین و خیالانگیزترین لحظههای امروز... 🥹✨
توی زمان مدیتیشن، چشمهامون رو بستیم، آروم شدیم و با کمک قوهی تخیلمون، یه ابر کوچولوی خاکستری رو تصور کردیم که توی آسمون بود و دلش حسابی گرفته بود. ☁️💭
چند لحظه با این ابر کوچولو همراه شدیم و به احساسش فکر کردیم؛ به اینکه گاهی حتی آسمون هم ابری میشه، اما هیچ ابری برای همیشه توی آسمون نمیمونه. 🌦️🌈
با این تجربهی شیرین، کمی بیشتر با احساس غم آشنا شدیم و یاد گرفتیم که میتونیم به احساساتمون فرصت بدیمتا آرومآروم از کنارمون عبور کنن. 🤍🕊️
⚽ پایان روز با توپبازی و کلی خنده! 😍🎈 بعد از اون همه آرامش و خیالپردازی، وقت یه عالمه شادی و هیجان رسید! 🥳 رفتیم سراغ استخر توپ و حسابی توی توپهاغلت زدیم، بازی کردیم و خندیدیم. ❤️💛💚💙 انگار تمام خستگیهای روز با همین بازیهای شاد از تنمون بیرون رفت و دوباره پر از انرژی و لبخند شدیم! 🤗🌈
🌷 و اینطوری یه روز دیگه از ماجراجوییهای قشنگمون به پایان رسید...با دلی پر از خاطرههای شیرین، لبخندی روی لب و امید به یه فردای قشنگتر، راهی خونههای گرم و پر از عشقمون شدیم. 🏡💖
مامانباباهای نازنینمون، یادتون باشه که گاهی یه آغوش گرم، یه گوش شنوا و چند دقیقه وقت گذاشتن برای حرفهای کوچولوها، میتونه ابرهای خاکستری دلشون رو کنار بزنه و دوباره آفتاب رو به قلب کوچولوشون برگردونه. ☀️🤗💕
الهی که همیشه دلتون شاد، خونههاتون پر از عشق و روزهاتون سرشار از اتفاقهای قشنگ باشه.
در پناه خدای مهربون، مراقب خودتون و فرشتههای نازنینتون باشید. 🤍🕊️
