رویدادهای مدرسه

دوشنبه اردویی


خلاصه :


🌸 **گزارش یک روز هیجان‌انگیز از اردوی باغ‌وحش!** 🦁🐒🚌

 

سلام و صدتا سلام به مامان‌باباهای گل و دوست‌داشتنی! 😍🌹

 

امروز رو با یه صبحونه‌ی خوشمزه شامل نون و پنیر و ریحون و چای شروع کردیم؛ صبحونه‌ای که انرژی لازم برای یک روز پر از شیطنت و ماجراجویی رو بهمون داد! 😋 البته که فکر و ذکر بچه‌ها از همون اول صبح یه چیز بیشتر نبود: **اردوی باغ‌وحش!** 😂 هیجان به حدی بود که انگار قراره خودمون بریم جای شیرها و میمون‌ها زندگی کنیم! 🤭🦁

 

بعد از صبحگاه شاد و دوست‌داشتنی‌مون، دور هم جمع شدیم و کلاس قرآن داشتیم. به داستان‌های قرآنی گوش دادیم و با حرف‌های قشنگ خداجون آشنا شدیم. ❤️📖 بعد هم با کلی ذوق و شوق آماده‌ی حرکت شدیم؛ از زیر قرآن رد شدیم و راهی اتوبوس شدیم. 🚌✨

 

🎶 **اتوبوس شادی به مقصد باغ‌وحش!**

 

توی مسیر، اتوبوس ما بیشتر شبیه سالن کنسرت بود تا وسیله‌ی نقلیه! 😂🎤 شعر خوندیم، دست زدیم و سرود گوش کردیم؛ خلاصه اگر کسی از بیرون صدای ما رو می‌شنید، فکر می‌کرد یه گروه هنری حرفه‌ای داره تور جهانی برگزار می‌کنه! 🤣👏

 

بالاخره رسیدیم باغ‌وحش و ماجرا شروع شد! 😍🐾

 

خرس‌ها رو دیدیم، میمون‌های بامزه رو تماشا کردیم که انگار از خودمون هم شیطون‌تر بودن! 🙈🐒 شیرهای خواب‌آلود رو دیدیم که احتمالاً هنوز از خواب صبحگاهی بیدار نشده بودن و ترجیح می‌دادن کسی مزاحم چرتشون نشه! 😂🦁

 

بعد هم سراغ خزنده‌ها و پرنده‌ها رفتیم و فیل‌ها، گرگ‌ها، روباه‌ها، کانگوروها و آهوهای نازنین رو تماشا کردیم. 🐘🦘🦌 خلاصه اون‌قدر سرگرم حیوانات شده بودیم که اگر کمی بیشتر می‌موندیم، بعید نبود یکی از بچه‌ها درخواست کنه شب هم پیش حیوانات بمونه! 🤭😂

 

🍿 **وقت پذیرایی و ثبت لحظات طلایی!**

 

بعد از این همه گشت‌وگذار و کشف دنیای حیوانات، وقت میان‌وعده رسید. نشستیم و پفیلای خوشمزه‌مون رو نوش جان کردیم. 😋🍿 البته پفیلا خوردن هم خودش یه پروژه‌ی مهم بود؛ بالاخره ماجراجویی بدون خوراکی که نمی‌شه! 😂

 

بعد هم کلی عکس گرفتیم تا این روز قشنگ رو توی آلبوم خاطراتمون ثبت کنیم. 📸❤️ و با کوله‌باری از خاطرات شیرین، راهی خانه‌ی کودک شدیم.

 

🍽️ **از باغ‌وحش تا میز ناهار!**

 

وقتی رسیدیم، کمی استراحت کردیم تا باتری‌های کوچولومون دوباره شارژ بشن و بعد رفتیم سراغ ناهار خوشمزه‌مون. 😋🍲 چون بالاخره دیدن این همه حیوان و ذوق کردن برای هر کدوم، انرژی زیادی می‌خواست! 🤣

 

🌈 **زنگ زبان و بالن‌های رنگارنگ!**

 

بعد از ناهار، نوبت کلاس زبان شد. شعرهامون رو تمرین کردیم و رنگ‌های رنگین‌کمون رو مرور کردیم. 🌈🎶 بعد هم با کلی سلیقه و خلاقیت، کاربرگ بالن‌ها رو رنگ‌آمیزی کردیم. 🎈🎨 خلاصه بالن‌هامون اون‌قدر رنگی و قشنگ شدن که انگار قراره باهاشون مستقیم بریم سفر دور دنیا! 😍

 

⚽ **پایان روز؛ توپ‌بازی و سفر به دنیای خیال!**

 

در زنگ آخر، یه دل سیر توی استخر توپ بازی کردیم و حسابی خوش گذروندیم. 🎈🤸‍♀️ بعد از اون همه هیجان و جنب‌وجوش، وقت یه مدیتیشن کوتاه رسید. چشم‌هامون رو بستیم، آروم شدیم و حیوانات باغ‌وحش رو توی ذهنمون مرور کردیم. 🧘‍♀️💭

 

البته امیدواریم وسط این سفر ذهنی، کسی یاد میمون‌های شیطون نیفتاده باشه و یواشکی لبخند نزده باشه! 🤭🐒

 

و این‌طوری شد که یک روز پر از خنده، یادگیری، بازی، رنگ و ماجراجویی به پایان رسید و فرشته‌های کوچولوی ما با کلی خاطره‌ی شیرین راهی خونه‌هاشون شدن. 🥹❤️

 

🌹 **خدانگهدار مامان‌باباهای مهربون!**

 

امروز هم کلی یاد گرفتیم، کلی خندیدیم و یک عالمه خاطره ساختیم. حالا فقط مونده که هر کدوم از کوچولوها توی خونه تعریف کنن که بالاخره کدوم حیوان از همه بامزه‌تر بود و کدوم یکی بیشتر از همه دلشون رو برد! 😍🐘🦁

 

تا ماجرای بعدی و شیطنت‌های شیرین بعدی، مراقب خودتون و فرشته‌های نازنینتون باشید. 😘🌹❤️

 

**با عشق فراوان، خاله بهاره** 💕🌸

عنوان تصویر توضیحات تصویر اینجا نوشته می‌شود. حد اکثر 110 کاراکتر.

عنوان تصویر توضیحات تصویر اینجا نوشته می‌شود. حد اکثر 110 کاراکتر.

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.

دختران